loading...

آذربایجان بلاگ

بابا بزرگم يه دونه شيرينى كوچولو خورد,بابا,بزرگم,يه,دونه,شيرينى,كوچولو,خورد,

من يه دروغ بزرگم که زندگي به خودش گفت

ساوالان بازدید : 431 شنبه 02 بهمن 1395 نظرات (0)


----------------------------------------------------------------------------------------





من يه دروغ بزرگم که زندگي به خودش گفت
 
1. # کـ ـــا فـــ ـه رمـــانــ ـــ # - رمان قرارنبود(4)
مي گفت من به خودم حق ... پونزده سالم بود که يه بار به طور اتفاقي قرار ... و رفت دنبال زندگي خودش.
محل استقرار رمان خوانها - رمان ایلگار دخترم_فصل … 
 

2. عشـــــــــــق=رمـــــــــــــــــــــان - همسایه ی من
آتوسا رو كرد به من و گفت : ... زحمتتانون و يه مهموني بزرگم براي برنده شدن ... كنم به دروغ ...
S O L I T U D E - ادامه داستان زندگي 
 

3. جودی و روزهایش - روزهای شیرین ما (از نامزدی تا عروسی)
... قصه زندگي آغاز شود؛ تا که از ... بزرگم مي‌گفت يه كاري كن ... گفت نه من به اين چيزا ...
روزهای زندگی من 
 



بابا بزرگم يه دونه شيرينى كوچولو خورد

ساوالان بازدید : 354 سه شنبه 14 دي 1395 نظرات (0)


----------------------------------------------------------------------------------------





بابا بزرگم يه دونه شيرينى كوچولو خورد
 
1. قصر پرنسس ها ~ کارگاه آشپزسازی
خب من قرار بود که پرنسس ها رو هم درست کنم. برای دامن پرنسسها ، به ازاء هر پرنسس شما یک کاپ کیک ...
داستانهای کوتاه و جذاب که آدم را به خود فرو می برد … 
 


اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 4082
  • کل نظرات : 2
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 199
  • آی پی دیروز : 270
  • بازدید امروز : 1,478
  • باردید دیروز : 1,355
  • گوگل امروز : 35
  • گوگل دیروز : 33
  • بازدید هفته : 9,832
  • بازدید ماه : 4,250
  • بازدید سال : 391,978
  • بازدید کلی : 7,566,654